تبليغاتX
michka
گوناگون

مراسم سیزدهم تیرماه

( تیِرما سِزدِ شو)


از  دیگر مراسم  سنتی  و رسمی فیروزکوه  تیرماه  سیزده است که در اواسط آبان هرسال برگزار می‌شود . البته روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد . می‌گویند که  شب تولد امام علی(ع) است . می‌گویند پیروزی کاوه بر ضحاک  و آرش کمانگیر و جشن مهرگان است. در این شب همه خانواده کنار هم جمع می‌شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات  و گوش دادن به  قصه  و افسانه‌های بزرگ ترها  سپری می‌کنند جوانان هم  با در دست داشتن ترکه‌ای بلند که کیسه‌ای به انتهای آن بسته شده است. همراه کودکان به در خانه‌ها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانه‌ها و لال بازی از صاحب خانه تقاضای هدیه می‌کنند  به آنها پول، میوه، شیرینی داده می‌شود.هنگامی که لال به همراه گروه خود در کوچه‌ها  شروع به حرکت می‌کند این اشعار را می‌‌خواند: لال بیمو ، لال بیمو ، پارسال و پیرار بیمو ، چل بزن دیگه بزن، لال انه لالک انه، پیسه گنده خوانه، سالو ما ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالک انه، پاربورده امسال انه( لال آمده ، لال آمده، پارسال و امسال امده ، چرخ نخ ریسی را حرکت بده، به دیگ بزرم ، لال آید ، لال کوچک می‌آید ، کسی که شیرینی پیس کنده می‌‌خواهد می‌آید ، سال و ماه ارزان نمی‌شود ، لال بزرگ رسوا نمی‌شود، لال می‌آید، لال کوچک می‌آید،)                                                    

آرش کمانگیر

در  برخی  دیگر از نقاط منطقه  نیز آن  را منسوب  به پرتاب  تیر آرش از دیمه  ، به سوی ملک توران که موجب پایان بخشیدن به جنگ های چند ساله ایران و توران گردید می دانند و آن را در 12 تا 15 ماه تیر ( بسته به اعتقادات محلی )  و همین طور بنابر تقویم مازندرانی یا تقویم خورشیدی جشن می گیرند، شایان ذکر است که تیرما سیزده شو بسیار  پابرجاست و از اهمیت ویژه ای برخوردار است وهرگز فراموش شدنی نیست هرچند در مورد آن اختلافات زیادی وجود دارد.

 

آیین سنتی ۲۶ عید ماه

آیین  ویژه سنتی  ۲۶عید  ماه طبری، هر سال  در تاریخ ۲۸ تیرماه شمسی در  تعدادی از روستاهای منطقه برگزار می‌شود . در روستای محمود آباد  فیروزکوه این مراسم  با  آداب خاصی انجام می‌شود این رسم به جشن  مردگان نیز معروف است . بر اساس سنت رایج  و باورهای  مردم در زمان‌های قدیم فریدون پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش جمشید شاه ضحاک  پادشاه را در سرزمین  مازندران و در  دماوند کوه به بند  می کشد ، مردم خبر این پیروزی  را در  شب  با آتش زدن  بوته‌ها  به  یکدیگر اطلاع می‌‌دهند . و فردای آن روز  با برپایی  جشن  و مسابقه  کشتی این  پیروزی را گرامی  می‌‌دارند . امروزه نیز اهالی محمود آباد وزریندشت و حومه به امامزاده حسن می‌‌آیند و علاوه بر خیرات کردن برای اموات خود و روشن کردن  شمع  روی مزارها ، تماشاگر مسابقه کشتی سنتی  لوچر می‌شوند . در این روز کشتی گیران منطقه  در این محوطه  گرد  می‌‌آیند  و به مصاف هم  می‌‌روند . در مناطق  جلگه‌ای جشن مردگان  در آرامگاه‌ها برگزار می‌شود.

 

 مراسم چاه برف

( وِرف رِ چال)

یکی از مراسم قابل توجه در ارتباط با آب در روستای گاوده واقع در پشتکوه مراسم ورف چال است . این مراسم در یکی از روزهای جمعه  در فاصله اول تا پانزده اردیبهشت  ماه کهآخرین  برف‌های زمستانی در حال ذوب شدن است. انجام می‌شود. تاریخ اجرای این  مراسم قبلا" از طرف بزرگان محل به اطلاع عموم رسانده می‌شود .  در این روز کلیه   مردان  محل جهت انجام  مراسم  ورف چال واقع  در دامنه  کوه منطقه  پس از صرف  صبحانه  با  همراه داشتن غذای ظهرو بساط میوه و چای از روستا را ندارد و امور روستا در این روز در دست خانمها است . در این روز آنها بازیهای فراوانی انجام میدهند و در کل روز به سرگرمی هایی مثل شاه ، وزیر  بازی و  ...  سرگرم هستند.. از ورود  هر مردی به  داخل روستا  جلوگیری می‌شود در صورتی که مردی به  تذکرات و اخطار آنها  توجهی نکند  و داخل روستا شود  به شدت با  چوب به  وسیله زن‌های محل  تنبیه  می‌گردد . مردان روستا پس از رسیدن به محل ورف چال  که از دوران گذشته چاهی در آنجا برای جمع آوری برف به وسیله شخصی به نام سید حسن ولی  حفر شده  و مقبره او نیز در روستای  نیاک محل  زیارت  اهالی منطقه است اقدام به  جدا کردن  قطعات  برف از کوه می‌کنند و هر کس به توانایی خود مقداری از قطعات آخرین برف زمستانی  را به  داخل چاه می‌‌ریزد . پس از پرشدن چاه از برف  و  پوشانیدن در چاه مردان به صرف ناهار و چای و میوه در اطراف  چاه می‌‌پردازند و نماز به جا می آورند. سپس همگی به روستا باز می‌‌گردند . این مراسم ریشه  در مبارزه با کم آبی برای مسافران و دام‌ها در فصل تابستان دارد  با توجه  به این که منطقه  مورد بحث  در گذشته یکی از مناطق دامداری محسوب می‌‌شد ،  دامدارها برای تأمین  آب مورد  نیاز  دام‌ها  در فصل  تابستان که برف‌های روی کوه آب می‌‌شد اقدام به ذخیره برف در این چاه می‌‌کردند تا درموقع کم آبی، آب مورد  نیاز دام‌ها را فراهم کنند  . امروزه  منطقه  مورد  بحث اهمیت  گذشته  خود  را از نظر پرورش  دام از دست داده  ولی این سنت  قدیمی همچنان در بین اهالی محل ادامه دارد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 19:29  توسط علی | 
در هفته کتاب و کتابخوانب مرکز ما فعالتر از همیشه بود و انواع و اقسام برنامه ها و فعالیتها به

شرح زیر انجام شد :


1) اجرای زنگ مطالعه در سه مدرسه مختلف : مربیان مرکز با بردن صدها جلد کتاب به سه

مدرسه نجمه ،آیت الله صانعی و مدرسه راهنمایی حضرت معصومه، در زنگ مطالعه ، اعضا را به

مطالعه کتاب تشویق و بعد از صحبت در رابطه با کتاب و مزیت های کتاب و کتابخوانی در زندگی

الان و آینده افراد کتابها را در محیطی صمیمی و دوستانه در اختیار دانش آموزان قرار دادند.


2) با همکاری اداره ارشاد و فرهنگ اسلامی از تمامی اعضایی که به عنوان کتابخوان نمونه به

استان معرفی شده بودند در قالب جشن کتاب در سالن آفرینش فیروزکوه تقدیر و تشکر به عمل

آمد.


3) سخنرانی مسئول مرکز در مدارس با موضوع کانون و کتابخوانی.


4) بازدید مدارس از کانون و آشنایی آنها با فعالیتهای مرکز و کتابخوانی .


5) عزیمت مربیان و اعضا مرکز به نمایشگاه بزرگ کتاب در فیروزکوه .


علاوه بر این فعالیتها مرکز ما همکاری خود را با ستاد هفته کتاب و کتابخوانی در فیروزکوه در

تمامی برنامه های این ستاد در هفته کتاب و کتابخوانی ادامه داده و میدهد.



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 20:51  توسط علی | 
عید غدیر



در این روز که خاص عید سادات است مردم به دیدن سادات می‌‌روند. و سکه‌ای به عنوان ته کیسه یا پارچه سبز و سفید رنگ از دست سید یا سیده به عنوان تبرک دریافت می‌‌دارند

 

عید قربان


این روز گوسفند یا بره قربانی را حنا می‌‌بندند و تا آفتاب نزده قربانی می‌کنند کسانی که نذردارند به هر نیتی که باشد انگشت به خون می‌‌زنند و به پیشانی می‌‌مالند همچنین اعتقاد دارند در روز عید قربان بعد از قربانی کردن نباید از خانه خارج شوند و سرکاربروند در منزل هم کاری انجام نمی‌دهند تا قربانی آنها رد بشوند


 شب یلدا

 (گِت چِله، در برخی گویش ها: چِله شو)


شب اول زمستان  بنا به  سنت  دیرینه همه افراد خانواده دور هم جمع می‌شوند و با خوردن هندوانه ماست و میوه و آجیل سرمای فصل زمستان را از  خود دوی می‌کنند اعتقاد  بر این است که با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چیزی می‌‌گیرند اگر کسی آنها را ندید و نشناخت حتما" به آنچه نیت کرده‌اند خواهند رسید.

 

مراسم ماه محرم

کلیه تکایا مساجد و خانه‌ها از چند روز پیش از ماه محرم سیاه پوش می‌شوند و از روز اول ماه محرم مراسم عزاداری آغاز می‌شود مردم  در دسته و هیات‌های زنجیر زنی  و سینه زنی به مساجد و تکایا می‌‌روند و کسانی که نذر دارند نذورات خود را اعم از آش خرما، شربت، و غذا .. بین مردم پخش می‌کنند . در روستای مهاباد از توابع  فیروزکوه ، مراسم علم گردانی ، معمول است . از روز اول تا  هفتم مردم به عزاداری می‌‌پردازند  و سعی دارند  تا در این روز کلیه  نذورات خود را ادا کنند  در روز هفتم  همه مردم  به  کنار علمی می‌‌روند و به  آن سلام می‌کنند اعتقاد بر این است که علم، بیرق  امام حسین (ع) است. در روز هشتم علم را بیرون می‌‌آورند و در محله‌ها می‌‌گردانند . مردم نیز همراه علم می‌‌روند به این مراسم اصطلاحا " علم گردانی می‌گویند . کسانی که نذر شیر دارند در روز هشتم، نهم، دهم، همراه علم گردانی شیر بین مردم  پخش می‌کنند   علم  را  به  در هر خانه  که می‌‌برند ، صاحب  خانه  نذر خود مانند شربت ، خرما ، شیر ، دود کردن اسپند را به جا  می‌‌آورد . اگر نذر قربانی داشته باشند قربانی می‌کنند در روز نهم ودهم محرم همین مراسم صورت می‌گیرد در شب دهم عاشورا،که شام غربیان است علم را دور محله می‌‌گرداند  و  همه مردم  ،در دستجات سینه زنی و زنجیرزنی همراه علم به سمت امامزاده اسمعیل (ع) میروند


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 20:36  توسط علی | 
اعضاء مرکز فیروزکوه در مسابقات کتابخوانی استان تهران گل کاشتند و در اکثر رده های سنی برگزیده شدند

گروه سنی ب ، ج  : مبینا بیرقی _ نعمت الله مقدمی

گروه سنی د ، ه : زینب آهنگر _ سیده مبینا حسینی _ علی جعفری _ رضا بهان


حالا خودتون قضاوت کنین این ایوالله نداره؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 20:28  توسط علی | 
میخواهم از این به بعد آداب و رسوم منطقه فیروزکوه را تا آنجایی که تحقیق کردم در وبلاگم یادداشت کنم تا شما مخاطبین گرامی بیشتر با این آداب آشنا شوید . پس مثل همیشه با یاد ایزد شروع میکنیم و در اولین گام . . .

 

مراسم تمناس باران

از انجا که اساس معیشت و کشاورزی بر پایه آب است ، بنابر این کم و یا زیاد بودن باران  و

آب مشکلاتی را ایجاد می‌کند. اگر باران کم ببارد و دچار کمبود آب بشوند مراسم خاصی را به

جای می‌‌آورندتا خداوند دعای آنها را مستجاب کرده وباران بفرستد . مراسمی که برای تمنای

باران دارند به این شرح است: اهالی روستا همگی به امامزاده مسجد یا میدان بزرگ روستا

و یا خارج از روستا می‌‌روند دعا می‌کنند و سید گوشه‌ای از جلد قرآن را خیس می‌کند یا منبر

را به این نیت که باران بیاید، با گلاب می‌‌شوید. علاوه بر این مرسوم است که همه مردم شیر

و برنج جمع می‌کنند و با آن شیر برنج درست کرده می‌‌خورند و مقداری از آن را با این باور

که باران ببارد روی پشت بام می‌‌ریزند.

 

مراسم باران خواهی

(شِیلوون، در برخی از گویش ها: شِیلان)

یکی از مراسم رایج به هنگام خشک سالی مراسم باران خواهی است. به این منظور ابتدا از

اهالی محل مواد اولیه برای  پخت  شیر و برنج  و یا آش مورد نظر آن‌ها جمع آوری می‌شود

در روز معین اهالی  در مکان مقدسی  مانند مسجد ، تکیه ، امامزاده  و یا  در اطراف  درخت

مقدس جمع می‌شوند و پس از پخت آش به وسیله  زن‌های محل ، مراسم دعا وروضه خوانی

انجام می‌شود و از خداوند طلب باران می‌کنند. پس از صرف آش مراسم به پایان می‌‌رسد . از

دیگر عقاید  مردم منطقه  در این زمینه ، گذاشتن پایه  منبر  در آب  و یا  ریختن آب به روی

فردی سید است.

 

آفتاب خواهی

اگر بارندگی زیاد باشد برای این باران بند بیاید نام هفت یا چهل کچل را بر کاغذ می‌‌نویسند  و

آن به بندی آویزان می‌کنند تا باد بخورد و باران قطع شود یا با خواندن دعا و نذورات مختلف

از خداوند طلب آفتاب و در آمدن خورشید می‌کنند.

در روستای گچه از  توابع  زرین دشت ، اگر باران ببارد  و مانع  فعالیت  کشاورزی  شود  ،

زن‌های روستا به طور جمعی شعر زیر را می‌‌خوانند: باران کو، باران بی پایان کو، گندم که

زیر خاکه، از تشنگی هلاکه، یا سلیمان، روز آفتاب و شب باران.

در روستا ولویه کیاسر ساری هنگامی که باران به مدت چند روز ادامه داشته باشد برای بند

آمدن آن بچه‌های روستا قوطی‌های حلبی را به نخی می‌‌بندند و دو سر نخ را می‌‌گیرند و در

کوچه‌های محل راه می‌‌روند و دسته جمعی شعر زیر را می‌‌خوانند: قوطی قوطی افتاب کن،

یک مشت برنج تو ابا کن، ما بچه‌های گرگیم، از سرمایی بَمِردیم، یا قرا، یا کتاب فردا بشه

آفتاب.

در روستاهای منطقه دوبلوک در هنگام بارش زیاد باران، بچه‌های محل لباس کهنه می‌‌پوشند

وبا جارو و گل و لای کوچه‌ها را به هم می‌‌زنند و میخ وانند بابروم بابروم، امروز آفتاب فردا

آفتاب  پیرا ( پس فردا )آفتاب آنگاه  افراد  هر  خانواده  به  بچه‌ها مواد غذایی و یا  شیرینی

می‌‌دهند .  در روستای لزور منطقه فیروزکوه ، وقت بارش  زیاد  باران اهالی محل  پارچه‌ای

را از امامزاده شاهزاده حسین می‌‌ربایند پس از آفتابی شدن هوا آن پارچه را به اضافه پارچه

دیگر به امامزاده پس می دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 20:45  توسط علی | 
به دلیل اصرار بسیاری از دوستان و سوء تفاهماتی که از جانب تعدادی از مخاطبین پیش آمده بود و ناسیونالیست بودن خودم و تعصب بیش از اندازه ای که در مورد زادگاه و وطن تاریخی و دوست داشتنی خودم دارم وجه تسمیه فیروزکوه را برایتان میگذارم تا عده ای از دوستان به اصطلاح زرنگ و در واقع رند و . . . تاریخ این شهرستان تاریخی را به حساب جاهای دیگر نگذارند.

 

وجه تسمیه و تاریخ دقیق بنای فیروزکوه به روشنی معلوم نیست . بسیاری از روایات و نقل قولهایی که در این خصوص و حوادث مرتبط با فیروزکوه نظیر فریدون و ضحاک شده است ، آمیخته  به افسانه  و اساطیر گونه میباشد.

 محمد ابن جریر طبری (226تا310 ه ق)  در کتاب "  تاریخ ا لرسل و ملوک  "  در  وجه  تسمیه  فیروزکوه مینویسد : (( فیروز ، پسر یزدگرد پسر بهرام بود و پادشاهی آن پس از آن بود  که برادر و سه تن از  اقوام  خویش را کشت . گویند در ملک وی هشت سال پیاپی  قحط  شد و جوی و کاریز و چشمه  فرو شد  و درخت  و بیشه و ... خشکید و به دشت و کوه کشت و جنگل تباه  شد .  در آن  دوران  سختی  و گرسنگی رعیت را چنان راه  برد که هیچکس از گرسنگی  جان  بدر نبرد  ،  مگر  یکی . . . .  و او به خداوند بنالید که رحمت خویش از او و رعیت او دریغ   ندارد  و باران ببارد  .  خداوند اجابت کرد و ولایت مانند  پیش  پر آب شد  و درختان جان گرفت. فیروز بگفت تا  به ری شهری بسازند و آن را (( فیروز )) نام کرد  و ما بین  گرگان و دربند  صول  نیز  شهری  بساخت  و آن  را (( روشن فیروز )) نام  کرد  و در آذربایجان  شهری بساختند  و آنرا (( شهرام فیروز )) نام کرد  . به احتمال فراوان شهری که طبری از آن به نام (( فیروز )) نام برده ، همین فیروزکوه میباشد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 20:30  توسط علی | 

 

در 4کیلو متری شمال روستای  جلیزجند ، کوه  بلند واشی قراردارد .در این کوه تنگه ای طبیعی که از آن رودخانه ای عبورمیکند ،وجود دارد. در وسط  این گذرگاه  نقش برجسته با ارتفاع 1/5متر از سطح رودخانه با ابعاد +7متر به شکل قاب مستعطیل در کادر بسته قرار دارد . در قسمت بالای آن چهار ردیف ودر پایین دوردیف حاشیه حک شده که محتوی اشعار با نوشته ها یی به خط  نستعلیق بوده و در آن به شرح وقایع واتفاقات واحوال فتحعلی شاه می پردازد و زینت بخش این خطوط،آیات قرآن واشعاری است که با رنگ سیاه روی آنهارا تز یین کرده اند.

 حجاریهای  تنگه واشی  توسط  گروهی از هنرمندان طراح پل،نقاش ،حجار وخطاط که نام آنان در کتیبه  کناری  نقوش بر جسته حک شده ، ایجاد شده است .  معمار باشی آن استاد قاسم حجار است  که نامش  با  تاریخ  1233ه ق  در انتهای کتیبه مشاهده می شود  .   ارتفاع حجاری از سطح  رودخانه 5/1متر می باشد . در قسمت بالا دارای  4ردیف و در پایین دو  ردیف  حاشیه  شامل  اشعار است .  نقوش اصلی  شامل شاهزادگان و همراهان  فتح علیشاه  سوار بر اسب می باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 20:51  توسط علی | 

مراسم ازدواج و عروسی

 

خواستگاری از دختر توسط  اقوام نزدیک  داماد  صورت می‌گیرد . بعد از رضایت خانواده عروس  فردای آن شب غذا  و شیرینی  تهیه  دیده برای خانواده عروس  می‌‌فرستند . برای مراسم اره گیرون یا  بله برون به خانه عروس می‌‌روند و با دادن انگشتر به عروس در واقع او را برای پسر شان نشان می‌کنند . در همان شب بله برون میزان شیربها ( زر) را نیز معین می‌کنند  بعد از این مراسم دوران نامزدی آغاز می‌شود که معمولا " از ۶ ماه  تا ۲سال طول می‌‌کشد.چند روز مانده به عروسی مقدمات آن را فراهم می‌‌سازند. به خرید می‌‌روند و برای عروس داماد پیراهن، پارچه، و ... می‌‌خرند.برای دعوت کردن مردم به عروسی زنی را بعنوان خبر گیر به خانه‌های مردم می‌‌فرستند  تا همگی را برای عروسی دعوت نماید .یک روز قبل از جشن از خانه داماد  تمام  مخارج  جشن عروسی از قبیل  برنج ، مرغ ، گوشت ، روغن به نام خرج بار، را بار اسب می‌کنند و همراه چند گوسفند پای کوبان  به خانه عروس می‌‌فرستند . مردم  نیز  کمک‌هایی به نام  سوری  در مجمع‌های  مسی گذاشته  و روی آنرا با پارچه‌های رنگی می‌‌پوشانند وآن را برسر گرفته به خانه داماد می‌‌برند. شب قبل ازعروسی ، حنابندان ، می‌‌گیرند . صبح روز حنابندان ، عروس  و داماد  جداگانه با جشن  و پایکوبی  به حمام  می‌‌روند  ، دلاک  در حمام  به عروس و داماد ، شربت و شیرینی  می‌‌دهد  و اسپند دود می‌کند  .  سپس  عروس و داماد  جداگانه سوار بر اسب یا ماشین ، همراه  دوستان به  خانه  میروند . عروس و داماد  جداگانه در خانه خود ، مراسم حنابندان را انجام می‌‌دهند .  در خانه عروس ، خواهر یا  یکی از  دوستان عروس حنا  در دست عروس می‌‌گذارد و در خانه  داماد نیز دوستان داماد  در دست او حنا  می‌‌گذارند  . البته امروزه  در شب حنابندان،  داماد بهمراه خانواده و دوستان به خانه عروس رفته و این مراسم بصورت مشترک در خانه عروس انجام میگیرد .

روز عروسی وعقدکنان خانواده عروس و داماد جداگانه میهمانان ناهار می‌‌دهند. بعد از ظهرعروسی ، داماد به همراه فامیل و دوستان ، برای آوردن عروس  به  طرف خانه عروس یا آرایشگاه راه می‌‌افتد . داماد از  قبل اسبی  یا  ماشینی  را تزیین می‌کند تا عروس را روی آن بنشاند وقتی به خانه عروس رسیدند خانواده عروس با نقل و شیرینی و دود کردن اسپند به استقبال آنها  می‌رود . پدر  یا برادر عروس ، نانی را  به کمر عروس با شال  سفید  یا سبز می‌‌نشانند به این نیت که اولین فرزندشان پسر باشد  و پیر بچه دیگری آیینه به  دست  جلوی اسب عروس راه می‌‌افتد . در بین راه دوستان داماد  با پای کوبی، در شادمانی سهیم می‌شوند گاهی نیز با  گذاشتن  مسابقه بر هیجان عروسی  می‌‌افزایند . در برخی از روستاهای منطقه ، وقتی که به  در خانه داماد رسیدند ، داماد از اسب پیاده و نارنج، انار، یا سیبی ، را در دست می‌گیرد و به سمت عروس پرت می‌کند عروس باید آن را بگیرد و سپس آن را با هم بخورند. عروس ابتدا وارد خانه نمی‌شود مگر اینکه پدر داماد سکه‌ای یک راس گاو و یا زمینی را به عنوان رونما یا  پاناز به عروس بدهد . وقتی عروس وارد حیاط  خانه شد مادر و خواهرهای داماد اسپند دود می‌کنند و نقل و نبات و شیرینی به همراهان می‌‌دهند تمام مهمانان شام را در خانه داماد می‌‌خورند وپس از خوردن شام آنجا را ترک می‌کنند تنها زنی به نام عروس مار ! همراه عروس می‌‌ماند .  صبح  روز بعد از عروسی عروس  باید  صبحانه را آماده کند  و به خانواده داماد  بدهد . خانواده  داماد نیز لباس ، پول ، پارچه‌ای را به عنوان خلعت به عروس می‌‌دهند . سه  روز بعد از عروسی ، عروس  و داماد  به عنوان  سلام  به مادرزن ، به  خانه عروس  می‌‌روند  که به آن زن مار سلام می‌گویند . جهاز عروس را یک روز قبل از عروسی به خانه داماد می‌‌برند

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 16:57  توسط علی | 
سیاوش زارع   یکی از اعضا گروه سنی د-ه مرکز فیروزکوه بعلت بیماری کلیه دار فانی را وداع و به دیدار دوست شتافت . با ناراحتی و اندوه فراوان این ضایعه را به خانواده محترم زارع و دوستان او تسلیت گفته و برای پدر و مادر داغدارش آرزوی صبر داریم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:37  توسط علی | 
نمایش سایه ای" قطعه گم شده" برگرفته از نمایشنامه " شل سیلوراستاین" کاری از کانون فیروزکوه که برای جشنواره استانی آماده میشود قرار است بروی صحنه برود و اجرای عمومی شود . جزئئیات بیشتر به زودی اعلام خواهد شد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:30  توسط علی | 
 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده