![]() |
![]() |
|
| گوناگون |
|
در 4کیلو متری شمال روستای جلیزجند ، کوه بلند واشی قراردارد .در این کوه تنگه ای طبیعی که از آن رودخانه ای عبورمیکند ،وجود دارد. در وسط این گذرگاه نقش برجسته با ارتفاع 1/5متر از سطح رودخانه با ابعاد +7متر به شکل قاب مستعطیل در کادر بسته قرار دارد . در قسمت بالای آن چهار ردیف ودر پایین دوردیف حاشیه حک شده که محتوی اشعار با نوشته ها یی به خط نستعلیق بوده و در آن به شرح وقایع واتفاقات واحوال فتحعلی شاه می پردازد و زینت بخش این خطوط،آیات قرآن واشعاری است که با رنگ سیاه روی آنهارا تز یین کرده اند. حجاریهای تنگه واشی توسط گروهی از هنرمندان طراح پل،نقاش ،حجار وخطاط که نام آنان در کتیبه کناری نقوش بر جسته حک شده ، ایجاد شده است . معمار باشی آن استاد قاسم حجار است که نامش با تاریخ 1233ه ق در انتهای کتیبه مشاهده می شود . ارتفاع حجاری از سطح رودخانه 5/1متر می باشد . در قسمت بالا دارای 4ردیف و در پایین دو ردیف حاشیه شامل اشعار است . نقوش اصلی شامل شاهزادگان و همراهان فتح علیشاه سوار بر اسب می باشد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 20:51 توسط علی |
|
|
مراسم ازدواج و عروسی
خواستگاری از دختر توسط اقوام نزدیک داماد صورت میگیرد . بعد از رضایت خانواده عروس فردای آن شب غذا و شیرینی تهیه دیده برای خانواده عروس میفرستند . برای مراسم اره گیرون یا بله برون به خانه عروس میروند و با دادن انگشتر به عروس در واقع او را برای پسر شان نشان میکنند . در همان شب بله برون میزان شیربها ( زر) را نیز معین میکنند بعد از این مراسم دوران نامزدی آغاز میشود که معمولا " از ۶ ماه تا ۲سال طول میکشد.چند روز مانده به عروسی مقدمات آن را فراهم میسازند. به خرید میروند و برای عروس داماد پیراهن، پارچه، و ... میخرند.برای دعوت کردن مردم به عروسی زنی را بعنوان خبر گیر به خانههای مردم میفرستند تا همگی را برای عروسی دعوت نماید .یک روز قبل از جشن از خانه داماد تمام مخارج جشن عروسی از قبیل برنج ، مرغ ، گوشت ، روغن به نام خرج بار، را بار اسب میکنند و همراه چند گوسفند پای کوبان به خانه عروس میفرستند . مردم نیز کمکهایی به نام سوری در مجمعهای مسی گذاشته و روی آنرا با پارچههای رنگی میپوشانند وآن را برسر گرفته به خانه داماد میبرند. شب قبل ازعروسی ، حنابندان ، میگیرند . صبح روز حنابندان ، عروس و داماد جداگانه با جشن و پایکوبی به حمام میروند ، دلاک در حمام به عروس و داماد ، شربت و شیرینی میدهد و اسپند دود میکند . سپس عروس و داماد جداگانه سوار بر اسب یا ماشین ، همراه دوستان به خانه میروند . عروس و داماد جداگانه در خانه خود ، مراسم حنابندان را انجام میدهند . در خانه عروس ، خواهر یا یکی از دوستان عروس حنا در دست عروس میگذارد و در خانه داماد نیز دوستان داماد در دست او حنا میگذارند . البته امروزه در شب حنابندان، داماد بهمراه خانواده و دوستان به خانه عروس رفته و این مراسم بصورت مشترک در خانه عروس انجام میگیرد . روز عروسی وعقدکنان خانواده عروس و داماد جداگانه میهمانان ناهار میدهند. بعد از ظهرعروسی ، داماد به همراه فامیل و دوستان ، برای آوردن عروس به طرف خانه عروس یا آرایشگاه راه میافتد . داماد از قبل اسبی یا ماشینی را تزیین میکند تا عروس را روی آن بنشاند وقتی به خانه عروس رسیدند خانواده عروس با نقل و شیرینی و دود کردن اسپند به استقبال آنها میرود . پدر یا برادر عروس ، نانی را به کمر عروس با شال سفید یا سبز مینشانند به این نیت که اولین فرزندشان پسر باشد و پیر بچه دیگری آیینه به دست جلوی اسب عروس راه میافتد . در بین راه دوستان داماد با پای کوبی، در شادمانی سهیم میشوند گاهی نیز با گذاشتن مسابقه بر هیجان عروسی میافزایند . در برخی از روستاهای منطقه ، وقتی که به در خانه داماد رسیدند ، داماد از اسب پیاده و نارنج، انار، یا سیبی ، را در دست میگیرد و به سمت عروس پرت میکند عروس باید آن را بگیرد و سپس آن را با هم بخورند. عروس ابتدا وارد خانه نمیشود مگر اینکه پدر داماد سکهای یک راس گاو و یا زمینی را به عنوان رونما یا پاناز به عروس بدهد . وقتی عروس وارد حیاط خانه شد مادر و خواهرهای داماد اسپند دود میکنند و نقل و نبات و شیرینی به همراهان میدهند تمام مهمانان شام را در خانه داماد میخورند وپس از خوردن شام آنجا را ترک میکنند تنها زنی به نام عروس مار ! همراه عروس میماند . صبح روز بعد از عروسی عروس باید صبحانه را آماده کند و به خانواده داماد بدهد . خانواده داماد نیز لباس ، پول ، پارچهای را به عنوان خلعت به عروس میدهند . سه روز بعد از عروسی ، عروس و داماد به عنوان سلام به مادرزن ، به خانه عروس میروند که به آن زن مار سلام میگویند . جهاز عروس را یک روز قبل از عروسی به خانه داماد میبرند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 16:57 توسط علی |
|
|
سیاوش زارع یکی از اعضا گروه سنی د-ه مرکز فیروزکوه بعلت بیماری کلیه دار فانی را وداع و به دیدار دوست شتافت . با ناراحتی و اندوه فراوان این ضایعه را به خانواده محترم زارع و دوستان او تسلیت گفته و برای پدر و مادر داغدارش آرزوی صبر داریم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:37 توسط علی |
|
|
نمایش سایه ای" قطعه گم شده" برگرفته از نمایشنامه " شل سیلوراستاین" کاری از کانون فیروزکوه که برای جشنواره استانی آماده میشود قرار است بروی صحنه برود و اجرای عمومی شود . جزئئیات بیشتر به زودی اعلام خواهد شد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:30 توسط علی |
|
|
جشنواره ميراث مشترك اقوام درياي خزر در بخشي از برنامه هاي خود به آئين هاي نوروزي پرداخت. آئين هايي كه از دل سنت ها برخاسته است اين نوشتار جستاري است در باب اين موضوع ٬نه يك اتفاق ساده، نه يك جشن معمولي كه نوروز جشني بنا شده بر باورهاي عميق مردم آزاده اين ديار است. اين آيين هزار ساله، فراتر از يك جشن ملي و آييني در اندازه تمام آيين هاي انساني است كه نمادپردازي اش، به آن گستره اي كيهاني نيز مي بخشد.در شناخت اين رسم وآيين، بايدپژوهشي ژرف با تكيه بر پشتوانه هاي تاريخي و اسطوره اي انجام داد، اما اين نوشته تنها بر آن است نگاهي به آيين هايي داشته باشد كه در پيشواز نوروز، با بهره گيري از هنر نمايش و ادبيات و موسيقي، به نقد لايه هاي مختلف اجتماع نيز مي پردازد.نوروز رسمي است متعلق به روزگاران كهن و اساطيري سرزمين ايران. به جمشيد بر گوهر افشاندند تقويمي كه انتقاد مي كندآداب و آيين هاي نوروزي از رمز و راز بركنار نيستند. گرچه در سرودها و متن هاي كهن اوستايي كه قديمي ترين منابع به جا مانده از نياكان ما هستند، اشاره روشني به آيين هاي نوروزي به چشم نمي خورد. دكتر نسرين فقيه استاد ادبيات دانشگاه الزهرا در اين باره مي گويد: «در برخي نيايش سرودها و ستايش هايي كه در متن هاي كهن آمده، مي توان رد پاي پاره اي از كنش هاي ايرانيان را به هنگام برگزاري اين آيين ها بازجست و ريشه ها و خاستگاههاي اسطوره اي و سرشت فرهنگي آنها را شناسايي كرد. در بخش «يشت ها، سرود بلندي به نام فروردين يشت وجود دارد كه از كاركرد و معناي حضور گذشتگان در فرصتي ده روزه در ايام نوروز سخن مي گويد.» اسماعيل ميهن دوست مي گويد: «نوع صدا، لباس، اشعار و ترانه ها و رنگ سرخ و آتش، همه و همه در ارتباط با نوزايي و هشدار و يادآور اسطوره هاي باستاني ايراني است.» در فیروزکوه نیز سالیان متمادی است که این آیین سنتی به نحو بسیار مطلوبی برگزار میشود و بخصوص در این چند سال اخیر با پشتکاربچه های انجمن نمایش شهرستان فیروزکوه مراسم زیباوبسیار کاملی در خصوص به پیشباز رفتن نوروز ، اجرا میشود که مورد توجه بسیاری از اهالی و حتی مسافرین عبوری قرار گرفته است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 15:21 توسط علی |
|
|
نمایش عروسکی بزبز قندی از روز۱۲ بهمن الی ۲۵ بهمن ساعت ۴ بعد از ظهر به کارگردانی محمد صالح هاشم زاده در سالن آفرینش فیروزکوه به روی صحنه رفت . نکته جالب توجه حضور چند تن از اعضا کانون پرورش فکری فیروزکوه بعنوان بازیگر در این نمایش است . همچنین کانون پرورش فکری فیروزکوه بعنوان یکی از مراکز فروش بلیط این نمایش با ۲۵٪ تخفیف در نظر گرفته شده است .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 13:44 توسط علی |
|
|
در کوهستانها ، تغییرات درجه حرارت زیاد و ممکن است تا 40 درجه سانتیگراد برسد و این تغییرات باعث تحریک و تهییج اندام انسانی می شود. هوای کوهستان تقریبا از 600 متر به بالا صاف است و در ارتفاع بالای 1000 متر خلوص آن کامل می شود ، یعنی در این ارتفاع هوا صاف و عاری از هر گونه میکروب ، مواد ایجادکننده آلرژی ( حساسیت ) و گرد و غبار می باشد . درختان سوزنی برگ که در اندام خود جوهر " تریانتین " دارند و از نظر پزشکی جهت تنفس برای مسلولین بسیار مناسب است در این محیط رشد میکند .از ارتفاع 1700 متر به بالا در اثر کاهش فشار جو ، دستگاه سمپاتیک ، پی در پی تحریک می شود وباعث ترشح آدرنالین می گردد ودراین صورت قدرت گلبول سازی طحال بالا میرودو تعداد گلبول های قرمز خون افزایش میابد ، که این امر برای افراد کم خون مفید بوده و درصورتی که شخص 20 روز در کوهستان اقامت کند ، تولید گلبول قرمز به حداکثر می رسد. آب و هوای کوهستان ، باعث بالا رفتن متابولیسم یا سوخت و ساز می شود و اشتها را بالا برده و گلیکوژن عضلات را پایین می آورد و در کاهش قند خون موثر است . سرمای کوهستان روی اندام انسانی تاثیر می گذارد وباعث افزایش مقاومت در مقابل خشکی،تقویت اعصاب و بالاخره سبب بهتر شدن وضع روحی شده وسلامتی و شادابی را به انسان می بخشد . به خاطر آب و هوای کوهستانی در بعضی از کشورهای پیشرفته اروپایی و غیره ، جهت فرد یا افراد خاص وبیمار استراحتگاههایی درارتفاعات ساخته اند که افرادمریض پس ازمرخصی از بیمارستان ، دوره نقاهت خود را در این استراحتگاه ها به سر می برند ، تا هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی در وضعیت بسیار مطلوب تری از نقاط دیگر قرار گیرند .اقامت دراینگونه استراحتگاهها در بهبود سریع بیماران موثر بوده و از نظر روحی توانبخش است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 11:9 توسط علی |
|
|
1) كسي كه زياد ته ديگ مي خورد عروسي اش باراني مي شود
2) وقتي براي زن حامله لباس مي دوزند اگر مرد يا پسر وارد خانه شود آن نوزاد پسر و اگر
زن يا دختر وارد شود مي گويند نوزاد دختر است
3) زماني كه مي خواهند بفهمند زن باردار دختر است يا پسر بر سرش نمك مي ريزند (بدون
آنكه متوجه شود) اگر پشت لبش را دست ماليد نوزاد پسر و اگر روي سر خود دست ماليد
نوزاد دختر هست.
4) اگر پروانه اي درون اتاق بيايد و حركت دوراني داشته باشد مقداري آب بيرون مي ريزند
و مي گويند مرده ي شان نياز به آب دارد.
5) اگر در روز عروسي باران ببارد نشانه ي خير و بركت است
احتمالا همتون تو كتاب ادبيات سال دوم دبيرستان خوندين :آواز داروگ(قورباغه ي درختي)
نشانه ي بارندگي است
6) هر كسي ماه نو را در آسمان ببيند اول بايد هفت درخت سبز را نگاه كند و بعد صلوات
بفرستد
7) در روز 12 تيرماه كه يك روز قبل از تير ماه سيزده است با تير به درختي كه ميوه نمي
دهدحمله مي كنند عده اي پادرمياني مي كنند و قول مي دهند كه اين درخت حتما سال آينده
ميوه ميدهد معتقدند با اين كار درخت تنبيه مي شود.
8) هر روز هنگام خارج شدن از خانه بايد اول با پاي راست قدم برداشت.
9) اگر هوا رعد و برق شود يا سه روز هوا باراني است يا هفت روز.
10) اگر باد قاصدك را جلوي كسي بياورد خبر خوشي به او مي رسد.
11) اگر در هواي آفتابي باران ببارد مي گويند عروسي شغال است.
12) اگر شخصي شب عيد در منزل خود نباشد تمام سال را بيرون از خانه به سر مي برد.
13) در قديم مي گفتند شبها زير درخت گردو نرويد جن زده مي شويد!!!
14) ناخن گرفتن در شب بد يمن است.
بدون شرح :
مردم روستاهای فیروزکوه در قدیم معتقد بودن كه شب هاي چهارشنبه نبايد از خونه خارج
شد و يا از جاهاي تاريك و دره ها عبور كرد چون اين شب در تصرف جن است . اجنه در اين
شب آزادانه پرسه مي زنن و ممكن است آسيبي به انسان وارد كنن اگر به ناچار در اين شب
به تاريكي برخورد كنن بايد تند تند بسم الله الرحمن الرحيم بگن تا جن غيب شه و نتونه آزار
برسونه بعضي ها بر اين باورن كه جن هاي شرور و زشت رو در اين شب ظاهر مي شن و
اين امر اونقدر بين مردم این روستاها جا افتاده كه براي تحقير كسي كه زشت خوه مي گن :
فلاني شبيه جن شب چهارشنبه مي مونه!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 10:38 توسط علی |
|
|
ایزی بزه مرجی ( عدس کرم خورده ) " بدرد نخور و ناکارآمد "
شاخ شیشه نکن ( شاخت را برای دعوا تیز نکن ) " کنایه از عدم جبهه گیری "
سوال چند قر ( پیشانیت پر از اخم است ) " کنایه از بد اخلاقی "
سر اشکندی کشه ر اخوز اینگندی ( سرم را میشکنی و برای دلجویی تو جیبم گردو میریزی ) " کنایه از دلجویی بیجا "
زبون دره پلا آرنه ، زبون دره بلا آرنه (زبانی هست که روزی می آورد و زبانی هم هست که بلا می آورد ) " کنایه از کاربردهای گوناگون سخن "
صد تا بئوت یک هاکرد نئونه ( صد تا گفته به یک انجام دادن نمیشود ) " کنایه از شعار دادن "
دس نم نم کاره ، اما زبون شیر سواره ( دستش کم کاره اما زبانش بر شیر سوار میشود ) " کنایه از شعار دادن "
حسن دز ، این ته دس مز (حسن دزد ، این هم مزدت ) " کنایه از نمک نشناسی "
کلفت که خانم بیه ، ورف روز وازن وا خوانه ( کلفت که خانم خانه شود ، در روز برفی هم کسی را میخواهد که بادش بزند ) "کنایه از گم کردن اصالت "
نخرده سمنی ، بسوته مه تک ونی ( سمنو نخورده دهانم سوخت ) " آش نخورده و دهن سوخته "
ابر سر او خرنی ( بالای ابر ها آب میخوری ) " کنایه از رویا پردازی "
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 8:53 توسط علی |
|
|
از امروز بر این شدیم تا ضرب المثلهای محلی فیروزکوه را در وبلاگمان بنویسیم شاید هنوز هم کسانی هستند که به دنبال پیشینه خودشان هستند و هر چیزی که از نسل و دیارشان باشه برایشان جذابیت داشته باشه پس به امید خدا اولین سری ضرب المثل ها رو امروز مینویسم
شل ورگ روزی راه دره ( روزی گرگ لنگ هم از راه میرسد ) "کنایه از قسمت و سرنوشت همگان است "
شی نکرد ، وچه نزا ، اسم بیته علیرضا ( هنوز ازدواج نکرده ، زایمان نکرده ، اسم بچه اش را علیرضا گذاشت ) " کنایه از تعجیل در نتیجه گیری امور "
چپون که پیر بیه ، خنه پا بونه ( چوپان که پیر شد ،مراقب خانه می شود ) "حکایت از کار افتادگی و ناکارآمدی "
یک کرگ ، هفتا ورگ ( یک مرغ را هفت تا گرگ می خورند ) " چشمداشت بسیار برای داشته اندک "
چه شد و مد دنی ( چرا آمد و شد می کنی ؟ ) "کنایه از طول و تفضیل دادن
قت و ناره کندی ( زور میزنی و ناله میکنی ) "چرا پیچ و تاب میدهی "
طلا هر چی کهنه بوء ، ای طلائه ( طلا با همه کهنگی ، طلا است ) " کنایه از اصالت داشتن "
مر به اون مر گیری ، سالی یک دفه پوس اینگنده ( مار با اون مار بودنش سالی یکبار پوست می اندازد ) "کنایه از کهنگی و عدم تلاش برای تغییر "
چپونی به غیر از های های ، هزار مقوم دارنه ( چوپانی به غیر از های های هزار راه و رسم دارد ) "تخصص فقط به ظاهر نیست بلکه هر کاری فوت و فن خود را دارد "
شاید امه خشکه کله هم او سر هاکرده ( شاید جوی خشک ما هم پر آب شود ) "چشم به آینده داشتن "
بمرده روز موری ر کورمه ( روز مرگ عذاداری به کارم نمی آید ) " بعد از مرگ سهراب و نوشدارو "
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم دی 1387ساعت 13:28 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
عکس فرهنگی مذهبی مذهبی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 |
|
RSS
|